مجموعة مؤلفين

290

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

قصر ، كاه و جو يافت نمىشود و بسيار گران است . از خانقين كاه و جوبه‌جهت منزل فردا خريده شد . مغرب رفتم [ 111 ] منزل نواب محتشم الدوله ديدنى نموده مراجعت به منزل شد . سه ساعت از شب گذشته ، نماز خوانده ، شام صرف شد . استراحت شد . امروز كه پنج شنبه 7 شهر صفر است ، بايد برويم منزل قصر ، يك ساعت و نيم به دسته مانده ، بعد از نماز و صرف چاى بنه رفته بود . حركت كرديم بين راه تيهو ديديم ، چند تير براى آنها انداخته نزدند . آمديم نزديك قصر پسر صمصام الممالك و سى چهل سوار از طرف صمصام الممالك استقبال آمده بودند . آمديم در منزل همه ساله جاى خودمان قرار گرفتيم ، يك رأس بره هم صمصام الممالك تعارف فرستاده بود ، يك ثوب عبا هم اينجانب به جهت ايشان سوغات « 1 » فرستادم . حضرات اهل تلگرافخانه آمدند ، ملاقات شد . قدرى با ميرزا حاجى آقاى تلگرافچى صحبت كرديم ، ناهار آوردند ، ناهارى صرف كرده ، قدرى استراحت شد . طرف عصر برخاسته تلگرافى به همدان ، به آقا على آقا مخابره شد . سه چهار كاغذ هم به همدان و مهاجران ، ميرزا محمود نوشت . كاغذى به كرمانشاهان به فريد الملك نوشتم . بعد نزديك غروب ، جناب صمصام الممالك آمد ، ديدن كرد و قدرى صحبت متفرقه ، گفتگو شد . بعداز مغرب برخاسته ، به منزل خود رفت ، من هم روى پشت بام نشسته ، تخت آهنى زدند ، روى تخت نشستم . هوا هم گرم بود ، از جمله چيزهايى كه ديده شد در قصر ، كاه يك من سه هزار پول داديم به جهت مال‌ها خريديم ، خروارى سى تومان . [ 112 ] [ گرانى گاه و جو ] جمعه 8 شهر صفر : منزل پائين طاق ، صبح زود برخاسته ، بنه حركت كرد و خودمان چاى خورديم آمديم ، به طرف سر پل ، آقا سيد جواد را جلو فرستاديم بلكه در سر پل در توپخانه يا پست‌خانه جايى رابگيرد ، خودمان رسيديم ، ديديم در سرپل معطل مانده ، جايى را هم نگرفته ، همه را حكومت سرپل و غيره گرفته اند . رفتيم به ميان كل ، آنجا هم كاه پيدا نمىشد و بسيار گران بود .

--> ( 1 ) . اصل : سوقات